خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۱۳ - بوسه بر باد (۳)
فراق نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همین قصه میکرد مرغی به باغز درد جدائیش در سینه داغ
۲
شب تیره تا روز روشن نخفتغم یار خود با دل ریش گفت
۳
برآمد به گوش ملک زاریاشبدانست کز چیست بیماریاش
۴
بدو گفت کای یار دمساز منتویی در غم دوست انباز من
صفحهٔ ۱ از ۳۴