خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۱۳ - قطعه
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز کسوف ار کند قصد بدوزد به تیرقبه سیمین ماه بر سپر آفتاب
۲
گاه ز فیض کفش، خاک مرصع بساطگاه ز گرد روز معنبر نقاب
۳
کی شودش همعنان خیل ملک چون نداشتپایه پهلو زدن ماه نُوَش در رکاب
۴
ای کف خنجر کُشَت کرده ز جان صد هزارخصم جگر تشنه را سیر به یک قطره آب
صفحهٔ ۱ از ۳