خلوتی با سنایی
بخش ۳۲ - حکایت
طریق التحقیق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش ناگه نهفته از اغیاریافتم بر در سرایش بار
۲
مجلسش زان سوی جهان دیدم دور از اندیشه و گمان دیدم
۳
مجمعی دیدم پر از عشاق جَسته از بند گنبد زراق
۴
چار تکبیر کرده بر دو جهان گشته فارغ ز شغل هر دو جهان
صفحهٔ ۱ از ۳