شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

مردم‌فریب

غزلها - جلد دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب یار من تب است و غم سینه‌سوز همتنها نه شب در آتشم ای گل که روز هم
۲
ای اشک همتی که به کشت وجود منآتش فکند آه و دل سینه‌سوز هم
۳
گفتم: که با تو شمع طرب تابناک نیستگفتا: که سیمگون مه گیتی‌فروز هم
۴
گفتم: که بعد از آن همه دل‌ها که سوختیکس می‌خورد فریب تو؟ گفتا: هنوز هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth