شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

خاک شیراز

غزلها - جلد دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون شفق گرچه مرا باده ز خون جگر استدل آزاده‌ام از صبح طربناک‌تر است
۲
عاشقی مایهٔ شادی بُوَد و گنجِ مراددل خالی ز محبت صدف بی‌گُهر است
۳
جلوهٔ برقِ شتابنده بوَد جلوهٔ عمرمگذر از بادهٔ مستانه که شب در گذر است
۴
لب فروبسته‌ام از ناله و فریاد ولیدل ماتم‌زده در سینهٔ من نوحه‌گر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth