خلوتی با رهی معیری
شراب بوسه
غزلها - جلد سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکسته جلوه گلبرگ از بر و دوشتدمیده پرتو مهتاب از بناگوشت
۲
مگر به دامن گل سر نهادهای شب دوش؟که آید از نفس غنچه بوی آغوشت
۳
میان آن همه ساغر که بوسه میافشاندبر آتشینلب جانپرور قدحنوشت
۴
شراب بوسه من رنگ و بوی دیگر داشتمباد گرمی آن بوسهها فراموشت
صفحهٔ ۱ از ۲