خلوتی با رهی معیری
گنجینهٔ دل
منظومهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم فروبسته اگر وا کنیدر تو بود هرچه تمنا کنی
۲
عافیت از غیر نصیب تو نیستغیر تو ای خسته طبیب تو نیست
۳
از تو بود راحت بیمار تونیست به غیر از تو پرستار تو
۴
همدم خود شو که حبیب خودیچارهٔ خود کن که طبیب خودی
صفحهٔ ۱ از ۶