خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۵ - حکایت الماس و زغال
اسرار خودی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از حقیقت باز بگشایم دریبا تو می گویم حدیث دیگری
۲
گفت با الماس در معدن ، زغالای امین جلوه های لازوال
۳
همدمیم و هست و بود ما یکیستدر جهان اصل وجود ما یکیست
۴
من بکان میرم ز درد ناکسیتو سر تاج شهنشاهان رسی
صفحهٔ ۱ از ۵