خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۲۰ - در معنی اینکه حسن سیرت ملیه از تأدب به آداب محمدیه است
رموز بیخودی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سائلی مثل قضای مبرمیبر در ما زد صدای پیهمی
۲
از غضب چوبی شکستم بر سرشحاصل دریوزه افتاد از برش
۳
عقل در آغاز ایام شبابمی نیندیشد صواب و ناصواب
۴
از مزاج من پدر آزرده گشتلاله زار چهره اش افسرده گشت
صفحهٔ ۱ از ۱۱