خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۹ - تو باین گمان که شاید سر آستانه دارم
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو باین گمان که شاید سر آستانه دارمبه طواف خانه کاری بخدای خانه دارم
۲
شرر پریده رنگم مگذر ز جلوهٔ منکه بتاب یک دو آنی تب جاودانه دارم
۳
نکنم دگر نگاهی به رهی که طی نمودمبه سراغ صبح فردا روش زمانه دارم
۴
یم عشق کشتی من یم عشق ساحل مننه غم سفینه دارم نه سر کرانه دارم
صفحهٔ ۱ از ۲