خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۲۷ - از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی ده
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن آبی که در من لاله کارد ساتگینی دهکف خاک مرا ساقی بباد فرودینی ده
۲
ز مینائی که خوردم در فرنگ اندیشه تاریکستسفر ورزیدهٔ خود را نگاه راه بینی ده
۳
چو خس از موج هر بادی که می آید ز جا رفتمدل من از گمانها در خروش آمد یقینی ده
۴
بجانم آرزوها بود و نابود شرر داردشبم را کوکبی از آرزوی دل نشینی ده
صفحهٔ ۱ از ۲