شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۳۵ - مرا براه طلب بار در گل است هنوز

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا براه طلب بار در گل است هنوزکه دل به قافله و رخت و منزل است هنوز
۲
کجا ست برق نگاهی که خانمان سوزدمرا با معامله با کشت و حاصل است هنوز
۳
یکی سفینهٔ این خام را به طوفان دهز ترس موج نگاهم بساحل است هنوز
۴
تپیدن و نرسیدن چه عالمی داردخوشا کسی که بدنبال محمل است هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth