خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۳۷ - هوای خانه و منزل ندارم
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوای خانه و منزل ندارمسر راهم غریب هر دیارم
۲
سحر می گفت خاکستر صبا را«فسرد از باد این صحرا شرارم
۳
گذر نرمک ، پریشانم مگردانز سوز کاروانی یادگارم»
۴
ز چشمم اشک چون شبنم فرو ریختکه من هم خاکم و در رهگذارم
صفحهٔ ۱ از ۲