خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۴۸ - یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نیجام می در دست من مینای می در دست وی
۲
درکنار آئی خزان ما زند رنگ بهارورنیا ئی فرودین افسرده تر گردد ز دی
۳
بیتو جان من چو آن سازی که تارش در گسستدر حضور از سینهٔ من نغمه خیزد پی به پی
۴
آنچه من در بزم شوق آورده ام دانی که چیست؟یک چمن گل یک نیستان ناله یک خمخانه می
صفحهٔ ۱ از ۲