خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۷۲ - چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کشترا که گفت که بنشین و پا بدامان کش
۲
بقصد صید پلنگ از چمن سرا برخیزبکوه رخت گشا خیمه در بیابان کش
۳
به مهر و ماه کمند گلو فشار اندازستاره ر از فلک گیر و در گریبان کش
۴
گرفتم اینکه شراب خودی بسی تلخ استبدرد خویش نگر زهر ما بدرمان کش
صفحهٔ ۱ از ۱