خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۶ - زروان که روح زمان و مکان است مسافر را بسیاحت عالم علوی میبرد
جاویدنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از کلامش جان من بیتاب شددر تنم هر ذره چون سیماب شد
۲
ناگهان دیدم میان غرب و شرقآسمان در یک سحاب نور غرق
۳
زان سحاب افرشته ئی آمد فرودبا دو طلعت این چو آتش آن چو دود
۴
آن چو شب تاریک و این روشن شهابچشم این بیدار و چشم آن بخواب
صفحهٔ ۱ از ۷