خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۳۹ - نوای حلاج
جاویدنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیستتجلی دگری در خور تقاضا نیست
۲
نظر بخویش چنان بسته ام که جلوه دوستجهان گرفت و مرا فرصت تماشا نیست
۳
به ملک جم ندهم مصرع نظیری را«کسی که کشته نشد از قبیلهٔ ما نیست»
۴
اگرچه عقل فسون پیشه لشکری انگیختتو دل گرفته نباشی که عشق تنها نیست
صفحهٔ ۱ از ۲