شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۴۹ - فریاد یکی از زورق نشینان قلزم خونین

جاویدنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
«نی عدم ما را پذیرد نی وجودوای از بی مهری بود و نبود
۲
تا گذشتیم از جهان شرق و غرببر در دوزخ شدیم از درد و کرب
۳
ق
۴
یک شرر بر صادق و جعفر نزدبر سر ما مشت خاکستر نزد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth