شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از جوشِ صفا
۲
نشئهٔ صدخم شراب ‌از چشم‌‌ِ مستت، ‌غمزه‌ای خونبهای صدچمن از جلوه‌هایت، یک‌ادا
۳
همچو آیینه هزارت چشمِ حیران روبه‌رو همچو کاکل یک‌جهان جمع‌ِ پریشان در قفا
۴
تیغِ مژگانت به آبِ نازْ دامن‌می‌کشد چشمِ مخمورت به‌خونِ تاک می‌بنددحنا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth