خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پل و زورق نمیخواهد محیطکبریا اینجابه هرسو سیرکشتی برکمر داردگدا اینجا
۲
دماغ بینیازان ننگ خواهش برنمیداردبلندی زیر پا میآید از دست دعا اینجا
۳
غبار دشت بیرنگیم و موج بحر بیساحلسر آن دامن از دستکه میگردد رها اینجا
۴
درین صحرا به آداب نگه باید خرامیدنکه روی نازنینان میخراشد نقش پا اینجا
صفحهٔ ۱ از ۴