شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جوش اشکیم وشکست آیینه‌دار است اینجارقص هستی همه‌دم شیشه سوار است اینجا
۲
عرصهٔ شوخی ما گوشهٔ ناپیدایی‌ستهرکه روتافت به آیینه دچار است اینجا
۳
عافیت چشم ز جمعیت اسباب مدارهرقدر ساغر و میناست خمار است اینجا
۴
به غرور من وماکلفت دلها مپسندای جنون تاز نفس آینه زار است اینجا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth