شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

حکایت شمارهٔ ۸

باب دوم در اخلاق درویشان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی را از بزرگان به محفلی‌اندر همی‌ستودند و در اوصافِ جمیلش مبالغه می‌کردند.
۲
سر بر آورد و گفت: من آنم که من دانم.
۳
کَفَیْتَ اَذَیً یا مَنْ یَعُدُّ مَحاسِنیعَلانِیَتی هَذٰاٰ وَلَمْ تَدْرِ ما بَطَنْ
۴
شخصم به چشمِ عالمیان خوب‌منظر استوز خُبْثِ باطنم سرِ خجلت فتاده پیش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth