شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

حکایت شمارهٔ ۱۴

باب دوم در اخلاق درویشان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درویشی را ضَرورتی پیش آمد، گلیمی از خانهٔ یاری بدزدید.
۲
حاکم فرمود که دستش بدر کنند.
۳
صاحبِ گلیم شَفاعت کرد که: من او را بِحِل کردم.
۴
گفتا: به شفاعتِ تو حدّ شَرعْ فرو نگذارم.
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth