خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۶
باب چهارم در فواید خاموشی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سَحْبانِ وائِل را در فصاحت بینظیر نهادهاند، به حکمِ آن که بر سرِ جمع، سالی سخن گفتی؛ لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی. وز جملهٔ آدابِ نُدَماءِ ملوک یکی این است:
۲
سخن گرچه دلبند و شیرین بودسزاوارِ تصدیق و تحسین بود
۳
چو یک بار گفتی، مگو باز پسکه حلوا چو یک بار خوردند، بس
صفحهٔ ۱ از ۱