خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوی عشق است و همه دانه و دام است اینجاجلوهٔ مردم آزاده حرام است اینجا
۲
هرکه بگذشت در این کوی به بند افتادهستطائر بی قفس و دام کدام است اینجا
۳
آنکه هر گام بلغزید در این کوی برفتصنعت راهروان لغزش گام است اینجا
۴
عشرت بزم تو زآن است که محنت بر ماستصبح آن ناحیه وقتیست که شام است اینجا
صفحهٔ ۱ از ۳