خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گاه جلوه از آن ماه روی زیبا راکه جان ز شرم نماید ز آستین ما را
۲
نظر به حال دل آن پر غرود نگشایدکه سیر دیده نبیند متاع یغما را
۳
امید مغفرتت بس مرا که هم امروزکه می کشد غمت انتقام فردا را
۴
به این جمال چو آیی برون به معجز عشقز کام خلق برم لذت تماشا را
صفحهٔ ۱ از ۲