شعر را زندگی کن
خلوتی با نصرالله منشی

بخش ۱۰ - حکایت بازرگان و زن و دزد

باب البوم و الغراب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازرگانی بود بسیار‌مال اما به غایت دشمن‌روی و گران‌جان، و زنی داشت روی چون حاصل نیکوکاران و زلف چون نامه گنهکاران.
۲
شوی بر او به بلاهای جهان عاشق و او نفور و گریزان؛ که به هیچ تأویل تمکین نکردی و ساعتی مثلا به مراد او نزیستی.
۳
و مرد هر روز مفتون‌تر می‌گشت
۴
ان المعنی طالب لایظفر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth