شعر را زندگی کن
خلوتی با نصرالله منشی

بخش ۱ - باب شیر و شغال

باب الاسد و ابن آوی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رای گفت: «شنودم مثل دشمن آزرده که دل بر استمالت او نیارامد، اگر چه در ملاطفت مبالغت نماید و در تودد تنوق واجب دارد. اکنون بازگوید داستان ملوک در آنچه میان ایشان و نزدیکان حادث گردد، پس از تقدیم جفا و عقوبت و ظهور جرم و خیانت مراجعت صورت بندد و تازه‌گردانیدن اعتماد به حزم نزدیک باشد.»
۲
برهمن جواب داد که «اگر پادشاهان، در عفو و اغماض بسته گردانند، و از هرکه اندک خیانتی بینند یا در باب وی به کراهیت مثال دهند بیش بر وی اعتماد نفرمایند؛ کارها مهمل شود و ایشان از لذت عفو و منت بینصیب مانند.» و مامون می‌گوید: رضی الله عنه اهل الجرایم لذتی فی العفو لارتکبوها.
۳
و جمال حال و کمال کار مرد را نه هیچ پیرایه از عفو زیباتر است و نه هیچ دلیل از اغماض و تجاوز روشن‌تر.
۴
و پسندیده‌تر سیرتی ملوک را آنست که حکم خویش در حوادث عقل کل را سازند، و در هیچ وقت اخلاق خود را از لطفی بی‌ضعف و عنفی خالی نگذارند، تا کارها میان خوف و رجا روان باشد. نه مخلصان نومید شوند و نه عاصیان دلیر گردند. یکی از مشایخ طریقت را پرسیدند که: و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس را معنی بگوی. پیر رحمة الله علیه جواب داد که «واضح آیت در شریعت مستوفی بیاورده‌اند و بران مزید نیست، اما پیران طریقت رضوان الله علیهم چنین گفته‌اند که: «خشم فرو خوردن آنستکه در عقوبت مبالغت نرود.» و بباید دانست که ایزد تعالی بندگان خویش را مکارم اخلاق آموخته است و بر عادات ستوده تحریض کرده، و هرکرا سعادت اصلی و عنایت ازلی یار و معین بوَد قبله‌ی دل و کعبه‌ی جان وی احکام قرآن عظیم باشد.
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth