شعر را زندگی کن
خلوتی با نصرالله منشی

بخش ۴

باب الملک و البراهمة

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
و بی بلارِ وزیر که بقیت کفات عالم و دهات بنی‌آدم است، وهم ِ او از راز زمانه غدّار بیاگاهانَد و فراستِ او بر اسرار سپهرِ دوار اطلاع دهد، نظام ممالک و رونق اعمال و حصول اموال و اقامت اخراجات و آبادانی خزاین چگونه دست دهد؟
۲
در ملک برو هیچ کس نیست برابرسودا چه پزی بیهده؟ طوبی و سپیدار!
۳
و بی کمال دبیر که نقش‌بند فلک، شاگرد بنان اوست و دبیر آسمان چاکر بیان او، و هر کلمه‌ای ازان او دُری هرچه ثمین‌تر و سحری هرچه مبین‌تر، صدهزار سوار و ازو نامه‌ای، و صدهزار نیزه و ازو خامه‌ای.
۴
هر خط که او نویسد شیرین ازان بود کان هست صورت سخونان چو شکرش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth