خلوتی با هلالی جغتایی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر جان کنم به حسرت زان لب نمیکند دلدل کندن از لب او جان کندنیست مشکل
۲
قبلهست روی جانان، لعلش چو آب حیواناین یک مقابل جان و آن یک به جان مقابل
۳
درست دعا بر آرم، هرگز فرو نیارمالا دمی که سازم در گردنت حمایل
۴
ای من سگ خیالت، آنجا که اوست هرگزنه حاجبست مانع، نه پردهدار حایل
صفحهٔ ۱ از ۳