شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

غزل شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست‌ و بیخود سروناز من به‌ صحرا می‌رودبا چنین مستی نگه کن تا چه زیبا می‌رود
۲
گاه می‌افتد ز مستی، گاه می‌خیزد ز جاتا دگر زین رفتنش، یارب! چه بر ما می‌رود
۳
گه تکبر می‌فروشد، گه تواضع می‌کندگاه شرم‌آلوده، گاهی بی‌محابا‌ می‌رود
۴
او به‌ صحرا می‌رود وز رشک خاک راه اودر دو چشم ما ز اشک شور دریا می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth