شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

غزل شمارهٔ ۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جرم عشق تو گر می‌زنند بر دارمگمان مبر که ز عشق تو دست بردارم
۲
مگو که جان مرا با تو آشنایی نیستکه با وجود تو از هر که هست بیزارم
۳
از آن سبب که زبان راز دل نمی‌داندحدیث عشق ترا بر زبان نمی‌آرم
۴
مرا دلیل بس این در گشاد و بست جهانکه رخ گشودی و بستی زبان گفتارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth