شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

غزل شمارهٔ ۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دارم نگار سنگ‌دل سیم‌سینه‌ایکز فرط مِهر او به دلم نیست کینه‌ای
۲
او همچو کعبه ساکن و خلقی به سان حاجاحرام بسته سوی وی از هر مدینه‌ای
۳
چون زلف عنبرین که بود زیب گردنشدر شهر کس‌ نشان ندهد عنبرینه‌ای
۴
ران پلنگ طعمهٔ من بود و همچو مرغاز ضعف عشق قانعم اکنون به چینه‌ای
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth