خلوتی با قاآنی
در مدح و ستایش اختر شهریاری و صدف گوهر تاجداری سترکبری و مهدعلیا مام خجستهٔ شهریار کامگارناصرالدین شاه قاجار ادامالله اقباله گوید
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنفشه رسته از زمین به طرف جویبارهاو یا گسسته حور عین ز زلف خویش تارها
۲
ز سنگ اگر ندیدهای چسان جهد شرارهابه برگهای لاله بین میان لالهزارها
۳
که چون شراره میجهد ز شنگ کوهسارها
۴
ندانما ز کودکی شکوفه از چه پیر شدنخورده شیر عارضش چرا به رنگ شیر شد
صفحهٔ ۱ از ۱۹