شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

شمارهٔ ۴ - وله ایضاً فی مدحه

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز برآمد به کوه رایت ابر بهارسیل فرو ریخت سنگ از زبر کوهسار
۲
باز به جوش آمدند مرغان از هر کنارفاخته و بوالملیح‌ صلصل و کبک و هزار
۳
طوطی و طاووس و بط سیره و سرخاب و سار
۴
هست بنفشه مگر قاصد اردیبهشتکز همه گلها دمد بیشتر از طرف‌ کشت
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth