خلوتی با شاه نعمتالله ولی
شمارهٔ ۴۱
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن یکی کوزه ای ز یخ برداشتکرد پر آب یک زمان بگذاشت
۲
چون هوا ز آفتاب گرمی یافتگرمیش بر وجود کوزه بتافت
۳
آب شد برف و کوزه شد با آباسم و رسم از میانه شد دریاب
۴
اول ما چو آخر ما شدقطره دریاست چون به دریا شد
صفحهٔ ۱ از ۳