خلوتی با شاه نعمتالله ولی
شمارهٔ ۷۲
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق سرمست با جانانه ایهمنشین بودند در یک خانه ای
۲
نازکی باریک بینی خوش لقاحلقه ای زد بر در خلوتسرا
۳
گفت عاشق کیست بر در وقت شامگفت هستم بنده باریکک به نام
۴
گفت اگر موئی نگنجی در میانجان و جانانست و جانانست و جان
صفحهٔ ۱ از ۲