خلوتی با اسدی توسی
بخش ۵۱ - دیگر جزیره که آن رامنی خوانند
گرشاسپنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که آن جای را رامنی نام بود یکی خوش بهشت دلارام بود
۲
کُه و دشت او بود بر هر کنار درختان کافور سیصد هزار
۳
همه چون بر انگشت بفسرده شیر وزو شاخها چون سرافکنده پیر
۴
تو گفتی که ابری برآمد شگرف برآن بی شُمر ژاله بارید و برف
صفحهٔ ۱ از ۱۲