شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۲۸ - فی ذکر رفقاء السّوء

الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوستی با مُقامر و قلّاشیا مکن یا چو کردی آن را باش
۲
دوستی کز پی پیاله کنندندهی پوست پوست کاله کنند
۳
دوست خواهی که تا بماند دوستآن طلب زو که طبع و خاطر اوست
۴
بد کسی دان که دوست کم داردزو بتر چون گرفت بگذارد
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth