شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

بخش ۸ - حکایت زن دادخواه با سلطان محمود

الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شنودی که بود چون در خوردآنچه با میر ماضی آن زن کرد
۲
شاه شاهان یمینِ دین محمودکه از او گشت زنده رادی و جود
۳
کان زن او را جواب داد دُرشتکه به دندان گرفت ازو انگشت
۴
عاملی در نسا و در باوَردقصد املاک و چیز آن زن کرد
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth