خلوتی با سنایی
بخش ۱۸ - فی معانی القاضی الجاهل الظالم
الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شنیدی که در دهی پیریخورد ناگه ز شحنهای تیری
۲
رفت در پیش قاضی آن درویشگفت بنگر مرا چه آمد پیش
۳
شحنه سرمست بود در میدانتیری افکند و زد مرا بر جان
۴
قاضی او را بگفت از سرِ خشمقلتبانا نگه نداری چشم
صفحهٔ ۱ از ۳