خلوتی با سنایی
بخش ۲۷ - حکایت اندر کار نادانی و بیسیاستی پادشاه
الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به نقیبی بگفت روزی امینکه بران صد پیاده در صف کین
۲
او حدیث امین به جای بماندبشد و صد سوار در صف راند
۳
چون چنان دید گرم گشت امینپس بدو گفت کای چنین و چنین
۴
نه درین ساعت ای بدِ بدکارمنت گفتم پیاده بر نه سوار
صفحهٔ ۱ از ۳