خلوتی با سنایی
بخش ۱۵ - حکایت هزل
الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کلکی بر مناره کودک خردبرده بود و به ناز میافشرد
۲
چون مؤذّن بدیدش اندروایپس بگفت ای کلک ز بهر خدای
۳
سره کاری همی کنی بر تازبه دو منزل به پیش او شو باز
صفحهٔ ۱ از ۱