شعر را زندگی کن
خلوتی با شاطر عباس صبوحی

شمارهٔ ۱ - گرفتاران

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پدر، خواهد ببرّد زلفکان چون کمندش راپسر حیران، که چون سازد گرفتاران بندش را
۲
کند کوتاه، دست از زلف و از لعل شکر خندشنداند کاین دو هندو، پاسبانانند قندش را
۳
سپندش خال و دودش زلف و آتش، پرتو رویشعبث بی‌دود می‌خواهی بر این آتش، سپندش را
۴
نکرده هیچ ابرو خم به قطع زلف می‌ماندکمانداری که داد از دست ار پیچان کمندش را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth