خلوتی با شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۱۱ - گل بادام
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سُرخ و بیجاده رخ و تازه لب از باده و مسترفته از غایتِ مستی گلِ بادام از دست
۲
مُتِرَشِّح غد و موزون قد و میگون لب و مستجامه گلنار و کمر زرکش و ساغر در دست
۳
طُرّهاش شعبدهباز و نگهش شهرآشوبچشم بیمار و دو ابروی وی بیمارپرست
۴
سرِ زلفش که به تحریکِ صبا رقصی داشتهر قدم طَبلهٔ مُشکی به سرِ توده شکست
صفحهٔ ۱ از ۳