شعر را زندگی کن
خلوتی با شاطر عباس صبوحی

شمارهٔ ۲۰ - چشم نرگس

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم درآمد ز درم چون ز برم یار برفتعیش و نوش و طربم، جمله به یکبار برفت
۲
بنوشتم چو ز بی مهریت ای مه، شرحیآتش افتاد به لوح و، قلم از کار برفت
۳
خواست نرگس که به چشم تو کند همچشمینتوانست، سر افکنده و بیمار برفت
۴
مگر از روی تو، بلبل سخنی گفت به گلکه بزد چاک گریبان و، ز گلزار برفت؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth