شعر را زندگی کن
خلوتی با شاطر عباس صبوحی

شمارهٔ ۲۵ - شب هجران

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده در هجر تو شرمندهٔ احسانم کردبس که شب‌ها گهر اشک به دامانم کرد
۲
عاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدندحال آشفتهٔ آن جمع پریشانم کرد
۳
تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مرادخانهٔ سیل غم آباد که ویرانم کرد
۴
شمّه‌ای از گل روی تو به بلبل گفتمآن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth