خلوتی با شاطر عباس صبوحی
شمارهٔ ۲۸ - زخم و مرهم
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا صبا شانه بر آن زلف خم اندر خم زدآشیان دل صد سلسله را، برهم زد
۲
تابش حسن تو در کعبه و بتخانه فتادآتش عشق تو، بر محرم و نامحرم زد
۳
تو صنم قبلهٔ صاحب نظرانی امروزکه زنخدان تو آتش به چه زمزم زد
۴
حال دلسوختهٔ عشق، کسی میداندکه به دل، زخم تو را در عوض مرهم زد
صفحهٔ ۱ از ۲