شعر را زندگی کن
خلوتی با باباافضل کاشانی

غزل شمارهٔ ۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در مقامی که رسد زو به دل و جان آسیبنبود جان خردمند ز رفتن به نهیب
۲
ناشکیبا مشو ار باز گذارد جانتخانه ای را که ز ویران شدنش نیست شکیب
۳
تن یکی خانهٔ ویرانی و بی سامانی ستنتوان داشت در او جان و روان را به فریب
۴
گرچه پیوستهٔ جان است تن تیره، ولیکشاخ را نیست خبر هیچ ز بویایی سیب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth