خلوتی با ملکالشعرا بهار
شمارهٔ ۱۲ - شکوه و تفاخر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کَند از جا عاقبت سیلابِ چشمِ تر مراهمّتی یاران که بگذشته است آب از سر مرا
۲
آتشی سوزندهام، وین گیتی آتشپرستهر زمان پنهان کند در زیر خاکستر مرا
۳
از تف سوزنده آهم گرم بگدازد چو مومگر نهد یاجوج پیش سدّ اسکندر مرا
۴
گر نکردی جامه و کفش و کله، سنگین تنمچون گیاه خشک برکندی ز جا صرصر مرا
صفحهٔ ۱ از ۱۱